شنبه پانزدهم فروردین 1388
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل..
حتی صدهامون هم شبیه به همدیگهست
با اولین گریه، بازی شروع میشه
هی بزرگ میشیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم..
کوچولو و کچل..
حتی صدهامون هم شبیه به همدیگهست
با اولین گریه، بازی شروع میشه
هی بزرگ میشیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم..
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم میخندیم،
گاهی به هم!
۱۳ فروردین چند سال پیش من ونگ ونگ کردم و افتادم تو دنیایی که هیچی ازش نمیدونستم و هنوز هم نمیدونم، فقط اینو میدونم که تو دنیا کسی هست که بیشتر از همه دوستش دارم... تولدم مبارک
نوشته شده توسط خاله _ داداشي در ساعت 14:35 | لینک
|
