تبليغاتX
دلم از سنگ که نیست!!!
حرف هایی ست که نمیدونیم به کی بگیم ای کاش خدا هم وبلاگ داشت

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب 
 
بدینسـان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آن گاه

چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هر شب

 تماشایی ست پیچ و تاب آتش ها....خوشا بر من

 که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

 چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

 که این یخ کرده را از بی کسی ...
 
هااااااااااا می کنم هرشب

 تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب

 حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

 چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
  

با صرفه ترين نصيحت من اين است

                 در مصرف عشق صرفه جويي نكنيد...!!!

 
نوشته شده توسط خاله _ داداشي در ساعت 17:5 | لینک  |