شنبه دوازدهم مرداد 1387

تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است...
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم...
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی!

دوستم داشته باش بادها دل تنگ اند
دست ها بیهوده چشم ها بی رنگند.
دوستم داشته باش شهر ها می لرزند
برگ ها می سوزند یاد ها می پوسند.
دوستم داشته باش ابرها در راهند...
دوستت خواهم داشت ...
بیشتر از باران گرمتر از لبخند
داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ...
نوشته شده توسط خاله _ داداشي در ساعت 13:55 | لینک
|
