یکشنبه سی ام تیر 1387
امروز یه شعر خوندم به نظرم خیلی قشنگ اومد اگه گفتین از کیه؟
شعرش این بود:
هيچ دانى كه ز هجران تو حالم چون شد؟
جگــرم، خون و دلم، خون و سرشكم، خون شد
لب شيــــــرين تو اى مىزده، فرهادم كرد
جــــانم از هر دو جهان، رسته شد و مجنون شد
تار و پــودم به هوا رفت و توانم بگسست
تــــــا به تار ســــــر زلف تــــــــو، دلم مفتون شد
نوشته شده توسط خاله _ داداشي در ساعت 16:48 | لینک
|
شنبه بیست و دوم تیر 1387

نوشته شده توسط خاله _ داداشي در ساعت 20:27 | لینک
