
غم میون دو تا چشمون قشنگت
لونه کرده
شب تو موهای سیاهت
خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت
مثل شب های منه
سیاهی های دو چشمت
مثل غم های منه
وقتی بغض از مژه هام پایین میاد
بارون میشه
وقتی با من میمونی تنهاییمو باد میبره
دو تا چشمام بارون شبونه کرده
بهار از دست های من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جوونه کرده
...
چی بخونم ؟
جوونی رفته ـ صدام رفته دیگه
گل یخ تو ی دلم جوونه کرده...
نمیخوام بیاد شبی که واسه ما شه شب آخر
صد هزار حرف نگفته واسه تو ـ تو سینه دارم
شب و روز از تو نوشتن ـ همیشه همینه کارم
جریان گرم عشقه لحظه لحظه با تو بودن
تو وجود من نشسته بی تو از غصه سرودن
کاش می شد اینو بفهمی که چقدر برام عزیزی...
وقت رفتنت یه دنیا غصه تو دلم میریزی

خوبه این مداد و کاغذ همدم تنهایی هامه
خوبه وقتی بی تو هستم دست کم اینا باهامه
توی دنیای وجودت جز محبت نمی بینم
اینقدر ماهی که با تو ـ حتی ماه را نمی بینم
حس من حس غریبی
از غم و عشق و نیازه
می دونم میای یه روزی
با یه دنیا حرف تازه
تقدیم به او که می داند دوستش دارم

دلم می خواست
زیبا ترین شعر جهان را می سرودم
سرودی با شوکتی بی همانند
شعری که هیچ کس را توان گفتنش نباشد...
